آغوش گرفتن کودک توسط مادر نقش مهمی در احساس امنیت دارد

می توانید مطالب این صفحه را به اشتراک بگذارید

مراقبت مادرانه در نظریه دونالد وینیکات

در مورد دونالد وینیکات می‌توان گفت بعد از فروید عقاید وی بیشترین نقش را در شناخت مشکلات مهم و متداولی که روانکاوان و روان درمانگران در جریان کارشان به آنها بر می‌خوردند داشته است. دونالد وینیکات نظریه‌ی منظم درباره‌ی روابط شیئ ارائه داد. مفاهیم وی مثل مادر متعادل، شی انتقالی و خود حقیقی و خود کاذب به درمانگران کمک کرده است نقش مهم دلبستگی به مادر در دوران کودکی و تاثیرش بر سایر مقاطع زندگی را بفهمند.

اهمیتی که وینیکات برای مراقبت مادرانه قایل است، افراطی نیست. مادر محیط تسهیل گری است که کودک به ان وابسته میشود. مادر در دوران بارداری و خصوصا در نخستین ماه زندگی طفل، به تدریج خودش را وقف نیازهای طفل میکند. این مراحل اولیه توجه محیطی، توهم همه فن حریف بودن را در طفل ایجاد می‌کند یعنی طفل می‌پندارد پستان برای غذا دادن به وی همیشه حاضر خواهد بود. ولی طفل به تدریج از وابستگی کامل به سوی استقلال پیش می‌رود. خصوصیات مراقبت‌های مادر نیز در این حرکت تدریجی تغییر می‌کند. در نخستین ماه زندگی طفل، در آغوش گرفتن نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت بازی می‌کند. مبنای تشکیل ایگو رفته رفته با لمس شدن طفل و نوازش بدن وی پی ریزی می‌شود.

شی انتقالی

در آغوش گرفتن و نوازش کردن طفل روی نحوه ارتباط اشیا تاثیر می‌گذارد. منظور از اشیا همان مادر، مراقبان، غذا و اسباب بازیها است. مادر به طرز برخورد طفل با غذا (پستان) شکل میدهد و طفل در هنگام گرسنگی دچار توهم پستان میشود یا پستان را تصور میکند. به این ترتیب، طفل با اشیای اطرافش رابطه برقرار می کند. با انفکاک مادر از کودک، پیوند اولیه یا عدم جدایی اولیه رنگ می بازد. وقتی کودک گرسنه است و غذایی به او داده نمی شود به تدریج خودش را از اشیای دیگر جدا میکند. اطفال به تدریج از این حالت که خالق تمامی جنبه‌های دنیای اطرافشان هستند و بر تمام جنبه ‌های این دنیا تسلط دارند خارج می‌شوند و متوجه حضور دیگران می‌شوند.

وینیکات معتقد است این انتقال از طریق یک شی انتقالی مثل یک حیوان پشمی یا یک پتو صورت می گیرد. این شی انتقالی نه به طور کامل تحت کنترل خیالی طفل بر محیط است نه مثل مادر واقعی به طور کامل از کنترل او خارج است. به این ترتیب کودک با دلبستگی به خرگوش عروسکی خویش، به تدریج این تلقی را که محور دنیا است کنار می گذارد و خودش را آدمی در بین آدم های دیگر می بیند. اشیا یا پدیدهای انتقالی در بزرگسالی به صورت بازی با عقاید و افکار خویش و پرورش افکار جدید و خلاق در می آیند .

مادر متعادل

نکته مهم در حرکت سالم از وابستگی به استقلال، محیطی است که والدین فراهم می آورند. منظور وینیکات از مادر متعادل این است که مادر خودش را با ژست ها و نیازهای طفل تطبیق می دهد و تمام نیازهایش را در دوران طفولیت برطرف کند، در عین حال به تدریج به طفل کمک کند در موقع مقتضی مستقل شود. چون اطفال تحمل ناکامی را یاد می گیرند، پس مادر باید متعادل باشد نه کامل. اگر مادر خیلی خودخواه و سرد باشد و فرزندش را در آغوش نکشد و مادری متعادلی انجام ندهد، خود حقیقی در فرزندش تشکیل نمی شود.

خود حقیقی احساس خودانگیختگی و واقعی بودنی ایجاد می کند که مرز مادر و کودک را مشخص می سازد. خود کاذب هم وقتی تشکیل می شود که در مراحل اولیه روابط شی، خبری از مادری متعادل نباشد. اطفال تحت تاثیر خود کاذب از مادرشان گله‌مند می‌شوند و فقط طبق انتظار دیگران عمل می کنند و به اندازه کافی از مادرشان جدا نمی‌شوند. اصولا این اطفال به جای خود مخصوص خودشان خود مادرشان را می گیرند. وینیکات معتقد بود خود کاذب که محصول مراقبت‌ها و توجه ناکافی مادران به اطفال است، علت مشکلات بسیاری از بزرگسالان در هنگام روان کاوی است.

دیدگاه وینیکات در مورد بیماری روانی

دیدگاه وینیکات در مورد بیماری روانی یک دیدگاه رشدی بود. به نظر وی روان پریشی(بیماری شدید ناشی از محرومیت مادرانه اولیه ای است که مزاحم برقراری روابط رضایت بخش با دیگران(اشیا) می شود. بیماریهای متوسط مثل اختلالات مرزی نیز معلول محیط مادرانه‌ی هستند که در آغاز متعادل بوده ولی بعدا از تعادل خارج شده و جلوی استقلال طفل را گرفته است. از نظری وینیکات روان رنجوری (مشکلات خفیف) نیز معلول اختلالات مربوط به عقده ادیپ هستند. به نظر وی تحلیل فرویدی که بر نظریه سائق مبتنی است برای درمان روان رنجوری مناسب است و کارهای خودش برای شناخت روان پریشی.

هدف درمان

وینیکات در مورد درمان هم با تلقی وی در مورد روابط شی همسو بود. به نظر وی هدف درمان در ارتباط با خود کاذب این است که بیمار تجربه موفقی در مورد خودشیفتگی یا احساس همه فن حریف بودن اولیه اش داشته باشد. وی از فرآیند واپس روی کنترل شده استفاده می کرد که در آن بیمار به مرحله وابستگی اولیه بر می گردد. درمانگر برای تحقق منظورش باید بیمار را درک کند و مورد عشق و نفرتش واقع شود. وی باید بدون ناراحت و عصبانی شدن از بیمار، بی‌خردی و احساسات شدید بیمار را تحمل کند و خود حقیقی را در وی پرورش دهد.

منبع: کتاب نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی شارف

دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار