حکایت

از “رنج” بودا تا “اضطراب درونی” هایدگر

از “رنج” بودا تا “اضطراب درونی” هایدگر اگه بخوام باهات رو راست باشم باید بگم که زندگی یک جورایی سخته…یعنی به شکل گریز ناپذیری سخته و این ربطی به جایی که هستی و جوری که زندگی می کنی نداره. من بهش میگم اصل بقای سختی. یعنی سختی از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه ولی نابود نمیشه. برای همین هم ... بیشتر بخوانید

بالغ شدن با بزرگ شدن فرق دارد

بالغ شدن در یک لحظۀ خاص اتفاق می افتد بالغ شدن در یک لحظۀ خاص اتفاق می‌افتد. با یک خوابِ خوب. با یک رویای شیرین. در شبی که با تمام شبهای بچگی‌ات فرق دارد. شاید قبل از آن رویاهای زیادی دیده باشی. اما آن شبِ خاص با یک رویای هوس آلود بالغ میشوی. شاید با رویای یک هم آغوشی. وصلتی ... بیشتر بخوانید

هیچ آگاه شدنی بدون رنج نیست…

رنج‌ها گنج‌هایی در دل خود دارند رنج‌ها گنج‌هایی در دل خود دارند؛ دردها آسودگی‌هایی به همراه؛ برای دیدن باید دیده گشود، برای گشودن باید پرده‌ها را زدود. زخم‌ها چشم می‌شوند شکست‌ها درس. اگر هشیاری باشد و شکیبایی یارش، عزیزترین یارانمان در حقیقت چالش برانگیزترین لحظات زندگی‌مان هستند. آن‌جا که بودنمان ناممکن می‌شود مگر با دل‌سپردن به یک دگر کسی کامل ... بیشتر بخوانید

ریشه و شاخه‌ها

ریشه و شاخه‌ها زندگی ، پاره پاره نیست ، چه در زمان و چه در مکان . زندگی هر چه هست ، تقسیم ناپذیر است جریانی است یکپارچه . گذشته ، حال ، آینده اینها خطوطی‌اند که بر جریان یکپارچه زمان کشیده می‌شوند . در واقع اینها وجود ندارند ، مگر در ذهن آدمها . ذهن ، زمان است . ... بیشتر بخوانید

احساسات آدم عین چای کیسه‌ای است

احساسات آدم عین چای کیسه‌ای است. احساسات آدم عین چای کیسه‌ای است. چای کیسه‌ای را دیده‌ای؟ تمام رنگ و لعابش را نثار فنجان اول می‌کند. عطر و طعم می‌دهد به آن، غلیظش می‌کند. باصفایش میکند. دلچسبش می‌کند. فنجان دوم راهم عطر و مزه می‌دهد، اما نه به اندازه‌ی فنجان اول. از قدرتش کاسته می‌شود، گویی چیزی از درونش کم می‌شود. ... بیشتر بخوانید

ما برای خودمان وقت نداریم

ما برای خودمان وقت نداریم ما برای خودمان وقت نداریم توی یک رابطه هستیم بعد از اولین قرار شام تمام شب را به این فکر می‌کنیم که : یعنی او به من چه حسی دارد؟ و حتی یک بار هم از خودمان نمی‌پرسیم من به او چه حسی دارم؟ ماه‌ها میگذرد بعد از آخرین دعوا عصبی جلوی آیینه می‌رویم و ... بیشتر بخوانید

شازده کوچولو و پادشاه تنها

شازده کوچولو شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی می‌کرد. بعد از ملاقاتی کوتاه , شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند. اما فرمانروا که دلش می‌خواست او را نگه دارد گفت: نرو, تو را وزیر دادگستری می‌کنیم. شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم فروانروا گفت: خب, خودت ... بیشتر بخوانید

مواظب آدم‌های واقعی زندگی‌تان باشید

مواظب آدم‌های نزدیک و واقعی زندگی‌تان باشید لطفا مواظب آدم‌های نزدیک و واقعی زندگی‌تان باشید. چه دو هزار نفر شما را فالوو کنند چه دو میلیون چه بیشتر! آدم‌های مهم زندگی شما چند نفر بیشتر نیستند... اگر دو سه نفر (پدر، مادر، دوست، آشنا، همسر) نزدیک خودتان داشتید که برایتان تب کنند، اشک بریزند و شما را بفهمند دلیل بزرگی ... بیشتر بخوانید

اگر به شما فرصتی داده شود که خاطره ای را از ذهنتان حذف کنید، آن چه خاطره ای خواهد بود؟

تغییر حافظه اگر به شما فرصتی داده شود که خاطره ای را از ذهنتان حذف کنید، آن چه خاطره ای خواهد بود؟ آیا شخصیتی خاص را انتخاب می کنید؟ یا واقعه ای که در گذشته برای شما رخ داده است؟ متن انگلیسی فایل صوتی فوق در انتهای همین نوشته قرار دارد. تغییر حافظه عشق قدرتمند ترین احساس انسانی است و ... بیشتر بخوانید

داستان کوتاه انگلیسی بنام مسموم شده بنام عشق با ترجمه فارسی

مسموم شده بنام عشق بلوط پیمان از اعضای سالخورده و ارزشمند جامعه آستین در تگزاس بود. این درخت که صدها سال عمر کرده است درختی شکوهمند است که طول شاخه هایش به بیش از ۱۳۰ فوت می رسید. همه آن را دوست داشتند به جز یک نفر که سعی کرد آن را بکشد!متن انگلیسی فایل صوتی فوق در انتهای همین ... بیشتر بخوانید

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوفروش ویلا و اجاره ویلاسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلافروش ویلا