داستان

هدیه‌ی سال نو داستانی از ویلیام سیدنی پورتر

هدیه‌ی سال نو یک دلار و هشتاد و هفت سنت! تمام پولش همین بود و شصت سنت آن را پول خردهایی تشکیل می داد که دِلا با چانه زدن با بقال و قصاب و سبزی فروش جمع کرده بود. این دفعه ی سوم بود که دلا پول ها را می شمرد، یک دلار و هشتاد و هفت سنت! فردا هم ... بیشتر بخوانید

داستان‌ها و چیستان‌های اخلاقی کلبرگ

معماهای اخلاقی روش کلبرگ برای پیدا کردن اینکه هر فرد در چه سطح اخلاقی‌ای قرار دارد این بود که داستان‌ها را مطرح می‌کرد که در آنها چالش‌ها و محدودیت‌های اخلاقی وجود داشت. او این داستان‌ها را معماهای اخلاقی می‌نامید و از افراد می‌خواست درباره محتوای داستان‌ها و آنچه که قهرمانان داستان انجام داده‌اند، قضاوت کنند. سطح قضاوت اخلاقی به نوع ... بیشتر بخوانید

داستان جالی «گداهای بازاریاب»

گداهای بازاریاب مجموعه: داستانهای خواندنی داستان جالی «گداهای بازاریاب»   دو گدا در یکی از خیابان های شهر رم کنار هم نشسته بودند یکی از آنها صلیبی در جلو خود گذاشته بود و دیگری ستاره داوود مردم زیادی که از آنجا رد می شدند به هر دو نگاه می کردند ولی فقط تو کلاه کسی که پشت صلیب نشسته بود ... بیشتر بخوانید

داستانک سه وصیت عجیب یک پدر به پسرش!

داستانک داستانی جالب و پندآموزی از وصیت های یک پدر به پسرش آماده کرده ایم که در ادامه خواهید خواند. وصیت پدر به پسر ﭘﺪﺭﯼ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ به فرزندش گفت : ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ. امیدوارم ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ! ۱) ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ... بیشتر بخوانید

داستان کوتاه سرزنش

داستان کوتاه سرزنش پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و ... بیشتر بخوانید

داستان کوتاه مادلن – صادق هدایت

مادلن پریشب آنجا بودم، در آن اطاق پذیرائی كوچك. مادر و خواهرش هم بودند، مادرش لباس خاكستری و دختـرانش لباس سرخ پوشیده بودند، نیمكت‌های آنجا هم از مخمل سرخ بود، من آرنج را روی پیانو گذاشـته بـه آنهـا نگـاه میكردم. همه خاموش بودند مگر سوزن گرامافون كه آواز شور انگیز و اندوهگین ‹‹كشـتیبان ولگـا›› را از روی صفحه سیاه درمی ... بیشتر بخوانید

داستان روانشناسی پسرک و ۱۰ دلار

داستان قیمت یک ساعت کار مرد دیر وقت، خسته ازکار به خانه برگشت ، دم در پسر ۵ ساله‌اش را دید که در انتظار او بود: -سلام بابا! یک سوال از شما بپرسم؟ -بله چه سوالی؟ -بابا! شما برای هرساعت کار چقدر پول میگیرید؟ -مرد با ناراحتی پاسخ داد این به تو ارتباطی ندارد. چرا چنین سوالی میکنی؟ -فقط می‌خواهم ... بیشتر بخوانید

داستان کوتاه سگ ولگرد از صادق هدایت

سگ ولگرد چند دکان کوچک نانوایی، قصابی، عطاری، دو قهوه‌خانه و یک سلمانی که همهٔ آن‌ها برای سد جوع و رفع احتیاجات خیلی ابتدایی زندگی بود تشکیلِ میدانِ ورامین را می‌داد. میدان و آدم‌هایش زیر خورشید قهار، نیم‌سوخته، نیم‌بریان شده، آرزوی اولین نسیم غروب و سایهٔ شب را می‌کردند. آدم‌ها، دکان‌ها، درخت‌ها و جانوران از کار و جنبش افتاده بودند. ... بیشتر بخوانید

داستانک زیبای عشق و هوس یک پسر

عشق و هوس یک پسر! میخواهیم با بیان داستانی زیبا به بیان تفاوت بین عشق و هوس بپردازیم. تفاوت عشق و هوس پسری جوان که یکی از مریدان شیفته شیوانا بود، چندین سال نزد استاد درس معرفت و عشق می آموخت. شیوانا نام او را “ابر نیمه تمام’ گذاشته بود و به احترام استاد بقیه شاگردان نیز او را به ... بیشتر بخوانید

روز سنت ولنتاین یا روز عشاق چه روزی است؟

سنت ولنتاین که بود؟ درباره هویت سنت ولنتاین اطلاعات زیادی در دست نیست و داستانهای مختلفی وجود دارد. با این وجود، سنت ولنتاین، کشیشی که وجودش توسط کلیسای کاتولیک رم به رسمیت شناخته شده، قبل از سال ۲۷۰ میلادی کشته شده است. طبق روایات او که کشیش معبدی در نزدیکی رم بود، به دستور امپراتور کلادیوس دوم و به دلیل ... بیشتر بخوانید