حکایت سگ و سایه‌اش

حکایت سگ و سایه‌اش

آورده‎اند که سگی، پاره گوشتی در دهان گرفته و از بالای دریایی عبور می‌کرد.
عکس خود در آب دید و پنداشت که سگی دیگر است که پاره گوشت در دهان دارد.
سگ ناپخته مغز، از طمع خام خواست که از سگ دیگر آن پاره گوشت را در رباید و هرگز ندانست که آنچه در آب می بیند عکس خودش است.
الحاصل، بر وی حمله آورد و گوشتی که در دهان خود داشت گم کرد.

ارباب طمع در طلب مال بسیار، متاع خود را بر باد می‌دهند.

 

مرور بیشتر...

0

مطلب پیشنهادی

رمال اگر غیب می‌دانست، خود گنج پیدا می‌كرد

unseen treasure proverb مجموعه: دنیای ضرب المثل   داستان ضرب المثل رمال اگر غیب می‌دانست، خود …

داستان کوتاه آكواريوم

short story aquarium مجموعه: داستانهای خواندنی    داستان های جالب و خواندنی داستان کوتاه و آموزنده …

برف نو سلام

شعری از احمد شاملو – برف نو سلام

برف نو سلام – احمد شاملو برف نو! برف نو سلام! سلام! بنشین، خوش نشسته‌ای …

داستان کوتاه

سه داستان کوتاه از «پائولو کوئیلو» نویسنده‌ی مشهور برزیلی

داستانهای کوتاه از «پائولو کوئیلو» پائولو کوئلیو، نویسنده‌ی مشهور برزیلی، یکی از افرادی است که …

“ضرب المثل” از ترس گدایی، یک عمر گدایی

proverb fear begging مجموعه: دنیای ضرب المثل ضرب المثل ها: تجارب گذشتگانی است که به صورت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + بیست =

http://www.20script.ir