حکایت، معنی زندگی چیست؟

داستان آموزنده معنی زندگی از نگاه دکتر پاپادروس

دکتر پاپادروس: با این پرسش به سخنرانی خود خاتمه داد:

آیا کسی سؤالی دارد؟

“رابرت فولگام” نویسنده مشهور در بین حضار بود و پرسید: جناب آقای دکتر پاپادروس “معنی زندگی چیست؟”

بعضی از حضار خندیدند!

اما پاپادروس مردم را به سکوت دعوت کرد، سپس کیف بغلی خود را از جیبش درآورد، داخل آن را گشت و آینه ی گرد و کوچکی را بیرون آورد و گفت:

موقعی که بچه بودم جنگ بود، ما بسیار فقیر بودیم و در یک روستای دورافتاده زندگی میکردیم، روزی در کنار جاده چند تکه آینه ی شکسته از لاشه یک موتورسیکلت آلمانی پیدا کردم. بزرگترین تکه آن را برداشتم و با ساییدن آن به سنگ، گردش کردم.

همین آینه ای که حالا در دست من است و ملاحظه میکنید. سپس به عنوان یک اسباب بازی شروع کردم به بازی با آن و بازتاباندن نور خورشید به هر سوراخ و سنبه و درز و شکاف کمد و صندوقخانه و تاریکترین جاهایی که نور خورشید به آنها نمی رسید. از اینکه با کمک این آینه میتوانستم ظلمانی ترین نقاط دنیا را نورانی کنم به قدری شیفته و مجذوب شده بودم که وصفش مشکل است.

در واقع، بازتاباندن نور به تاریکترین نقاط اطرافم، بازی روزانه ی من شده بود. آینه را نگه داشتم و در دوران بعدی زندگی نیز هر وقت که بیکار میشدم، آن را از جیبم درمیآوردم و به بازی همیشگی خود ادامه میدادم. بزرگ که شدم دریافتم این کار یک بازی کودکانه نبود، بلکه استعاره ای بر کارهایی بود که احتمال داشت بتوانم با آن زندگی خودرا انجام دهم.

من تکیه‎ای از آینه هستم

بعدها دریافتم که من، خود نور و یا منبع آن نیستم، بلکه نور و به عبارت دیگر، حقیقت، درک و دانش جایی دیگر است و تنها در صورتی تاریکترین نقاط عالم را نورانی خواهد کرد که من بازتابش دهم.

من تکه‌ای از آینه ای هستم که از طرح و شکل واقعی آن اطلاع چندان درستی ندارم. با وجود این، هرچه که هستم، میتوانم نور را به تاریکترین نقاط عالم، به سیاهترین نقاط قلوب انسانها منعکس کنم و سبب تغییر بعضی چیزها در برخی از انسانها گردم. شاید دیگران نیز متوجه این کار شوند و همین کار را انجام دهند. به طور دقیق این همان چیزی است که من به دنبال آن هستم. این معنی زندگی من است.

دکتر بعد از پایان درس، آینه را به دقت دوباره بر دست گرفت و به کمک ستونی از نور آفتاب که از پنجره به داخل سالن می تابید، پرتویی از آن را به صورتم و به دستهایم که روی بازوی صندلی به هم گره خورده بودند، تاباند.به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم.
به جایی که امید نیست، امید ببریم
به جایی که دروغ هست، راستی،
معنی زندگی این است…..

مرور بیشتر...

0

مطلب پیشنهادی

کرواسی

آشنایی با کشور کرواسی و مکان های دیدنی این کشور

اطلاعات کلی از کشور کرواسی پایتخت کرواسی: زاگرب نوع حکومت: جمهوری زبان رسمی: کرواتی (75%)-آن …

آیا

آیا مغز که از ذرات فیزیکی ساخته شده می‎تواند خاستگاه آگاهی باشد؟

آیا مغز مادی که بی‎کم و کاست از ذرات فیزیکی ساخته شده می‎تواند خاستگاه آگاهی …

لباس مناسب

راهنمای انتخاب لباس مناسب برای انواع فرم اندام

چی بپوشم تا خوشتیپ دیده شوم انتخاب لباس مناسب اندام زمانی راحت خواهد بود که …

فرعون

فرعون زمان حضرت موسی یک ایرانی بوده است!

فرعون ذکر شده در داستان حضرت موسی، یک ایرانی اهل منطقه خراسان بوده است. به …

شهنام فرغار

ترانه عاشقانه دلت قرص شهیاد (شهنام فرغار)

lovesong shahyad shahnamfarghar مجموعه: شعر و ترانه اشعار عاشقانه شهنام فرغار شهنام فرغار(زادهٔ ۲۷ مرداد ۱۳۶۸) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + سیزده =

http://www.20script.ir