شخصیت‌مان را می‌توانیم تغییر دهیم

شخصیت‌مان را می‌توانیم تغییر دهیم

وقتی یک شخص با شخصیت خوب در موقعیت بدی قرار میگیرد آیا شخصیتش تغییر میکند یا بدتر میشود؟ این سئوال قدیمی نه تنها توسط مذاهب و باورهای مختلف جواب داده شده است بلکه سئوالی است که تک تک انسانها، در طول زندگی مدام با آن روبرو می‌شوند چه از طرف دیگران و چه از طریق کنجکاوی شخصی خودشان... عقیده ها در این زمینه بسیار متنوع هستند. اجازه دهید بخش های از آنها را مرور کنیم:

ما تغییر می‌کنیم

می‌گویند دو عامل وجود دارد که ما را به سمت این جواب می‌کشاند که بله ما تغییر می‌کنیم. اول اینکه ما قادر به تغییر و کنترل عادت‌هایمان هستیم و مثال ساده‌اش تغییر عادت‌مان از سیگار کشیدن به ترک همیشگی آن است.
دومین دلیل که می تواند ثابت کند ما تغییر می کنیم عوض شدن شرایط است. برای این دلیل هم مثالهای شخصی و عمومی زیادی وجود دارد ولی یک آزمایش معروف به نام « تجربه زندان استانفورد» وجود دارد که در سال 1971 ثبت شده است.

24 دانشجوی سالم تعهد میدهند که بین 7 الی 14 نفر در دو گروه زندانبان و زندانی به صورت واقعی به سر ببرند. زندانبانها حق هر نوع تحقیر و خشونتی را در حد روال معمولی زندان ها داشتند و زندانی‌ها نیز از همان حداقل حقوق معمول 45 سال پیش امریکا برخوردار بودند.
زندانبانها لباس یکدست شبه نظامی می‌پوشیدند و عینک دودی می‌زدند تا تماسِ چشم در چشم با زندانی‌ها نداشته باشند. تجربه فوق به خرج مرکز تحقیات نیروی دریایی امریکا انجام میشد و مدیر تحقیق، دکتر روانشناس Philip Zimbardo نیز به عنوان مدیر زندان، ناظر اجرای کامل شرایط زندانیان و زندانبانان بود.
دکتر Zimbardo در توضیح وظایف تیم زندانبان صریحا اشاره کرد که «هیچکس حق تنبیه فیزیکی یا جلوگیری از خوردن و نوشیدن زندانی‌ها را ندارد. ولی زندانبان‌ها می‌بایست غرور زندانیان را بشکنند. ترس در آنها ایجاد کنند و از هر نوع رفتار تحقیرآمیز کوتاهی نکنند »
تجربه فوق در روز ششم متوقف شد و قبل از آن نیز دو زندانی (دانشجو) از این گزارش تجربه خارج شدند. نتیجه گیری که تیم تحقیاتی می‌خواستند بگیرند این بود که اگر شرایط و موقعیت دانشجوها عوض شود شخصیت شان تغییر خواهد کرد.

مدارک و گزارش ها و حتی فیلم و عکس آرشیو شده نشان میدهد که هر دو گروه زندانبان و زندانی با سرعت، با وضعیت جدیدشان خو گرفتند و در عمل، شخصیت‌شان تغییر کرده بود. زندانبانها پس از اعمال قدرت، کم کم احساسِ انسانی شان نسبت به زندانیان تغییر کرد و از هر امکانی برای تحقیر و تنبیه‌شان به عنوان یک خلافکار، استفاده کردند. زندانی‌ها هم بعد ارتحملِ تجربه تحقیر و توهین، ذلیل تر شدن، ناامیدی و و افسردگی را در شخصیت خود احساس کردند.

 

مرور بیشتر...

0

مطلب پیشنهادی

مغز کودک

پدر و مادرانی که به مغز کودک شان آسیب می‎رسانند…

پدر و مادرانی که به مغز کودک شان آسیب می‎رسانند… تومودا آکمی پژوهشگر ژاپنی متخصص …

همه

همه ما انسان ها فکر می‎ کنیم مرکز جهان هستیم

فکر می‎کنید همه به شما نگاه می‎کنند بعید است بتوان کسی را پیدا کرد که …

خودکشی

انسان تنها موجودی که میل به نیست شدن از طریق خودکشی دارد

موجودی که میل به نیست شدن از طریق خودکشی دارد خودکشی، یک امر عمومی و …

کنترل احساسات

تدبیرهایی برای کنترل احساسات

کنترل احساسات به چه معناست؟ کنترل احساسات به معنی نادیده گرفتن آنها نیست بلکه به …

دروغ گفتن،دلایل دروغگویی

فواید دروغ گفتن به خودمان!

benefits lying ourself مجموعه: مشاوره خانواده   فواید دروغ گفتن به خود‎   با استفاده از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + 12 =

http://www.20script.ir