حمید کرمیشعر

در باغ تو گر غنچه ی ما وا شدنی نیست

جدیدترین شعر روز و عاشقانه از شاعر خوب  استاد حمید کرمی ارجقی

بی وفا

در باغ تو گر غنچه ی ما وا شدنی نیست
آب از سر جوی تو تمنا شدنی نیست
در جوی تو یک قطره اگر آب حقیر است
خود را بکشد جوی تو دریا شدنی نیست
ای بی خبر ازعشق برو جای تو دل نیست
مهرت به خدا در دل ما جا شدنی نیست
هر گل که بروید ز تمنا در کویت
هرگز در کوی تو تماشا شدنی نیست
آری نکند آب سر جوی تو تاثیر
بر آتش دردی که مداوا شدنی نیست
گفتم که از عشق تو حذر میکنم آخر
گفتم شدنی باشد و اما شدنی نیست
گفتم سند عشق من امضا کن و برگرد
گفتی سند عشق تو امضا شدنی نیست
خواهم که کنم صبر دلت خون شود اما
میدانم همین، قوره که حلوا شدنی نیست
گشتم ز وجود تو وفایی کنم حاصل
وحیی به من آمد برو پیدا شدنی نیست
آخر به همین جمله رسیدم که پدر گفت
هر دلبر شیدا شده لیلا شدنی نیست
حاتم غزل ازکوی تو میجوشد وبس نیست
چون دفتر دیوان غمت تا شدنی نیست

مرور بیشتر...

همیشه با شما هستیم !...
هدیه ما به شما..!
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 1 =