باور کردن خرافات چه مزایایی دارد

مزایای خرافات

از زمانی که بشر شروع کرد بر روی دو پایش راه برود خرافات هم در کنارش بود. خرافات یک کلک ذهنی است برای جلوگیری و کاهش نگرانی از اتفاقات بدی که قرار است بیفتد. بشر امیدوار است با ایجاد یک باور و اعتقاد به شانس یا پرهیز از بدشانسی، بخشی از وقایع آینده را به کنترل خویش در‌آورد.

عدد ۱۳ مربوط است به فرد سیزدهم در مجلس شام آخر عیسی مسیح که باعث مرگ وی هم شد برای همین به یک روز خرافی و شوم تبدیل گشت. نمک هم از گندیدن غذا جلوگیری می‌کرد و هم بر عمر و طعم غذاهای معمولا فاسد شونده ( جسدِ شکار و انواع میوه‌ها و دانه‌های گیاهی) می‌افزود. برای همین نمک یک وسیله مبارک و خوش یمنی است. درست برای همین، ریخته شدن نمک، بدشانسی تلقی می‌شود.

نشان دادن دلایل ایجاد خرافات به معنای این نیست که خرافات از منطق برخوردار است یا به دانش بشری تکیه دارد. خرافات به طور مجزا، وجود واقعی ندارند. ولی، باور به آن، به بشر کمی دلگرمی، پشتکار و جرئت بیشتر میدهد. بشر می‌تواند این احساس را بیافریند که با تکیه بر یک رفتار یا اعتقاد خرافی، عملی که می‌خواهد انجام دهد را با کمی خوش شانسی، به پایان برساند.

یک دانشجو که اصرار دارد با یک خودکار مشخص، سئوالات امتحانش را جواب دهد عملا می داند که خودکار، نقش واقعی در جواب دادن ها ندارد ولی در لحظه تنش و تشویش، باور داشتن به خودکار « خوش شانس»، دلگرمی کوچکی برای کنترل پیامدهای امتحان فراهم می کند. با این باور، شاید بر تمرکز و دقت دانشجو بیفزاید و جواب هایی را بنویسد که شاید یکی دو درصد بهتر باشند.

خرافات فقط در اعتقادات مذهبی نیست. خرافات در شوت زدن یک بازیکن فوتبال هم بروز می‌کند. یا خریدن خانه و قرار ملاقات اول و هزاران اتفاق ریز و درشتی که توام است با استرس و ندانستن سرانجام یک کار یا یک تصمیم…

ترس، تشویش و ضعف دست به دست هم می‌دهند تا افراد به « شانس» ناشی از یک ادا یا تکرار یک اسم یا حتی دعا، تکیه کنند. ذهن بشر می‌تواند وقتی که ناگزیر است به توهم پناه ببرد و خرافات را بیافریند.

حتی کبوتران هم خرافاتی می‌شوند

خرافات شاید ریشه‌های روانی، رفتاری و از همه مهمتر باستانی داشته باشند. ترس، تشویش و ضعف دست به دست هم می‌دهند تا افراد به « شانس» ناشی از داشتن یک ادا یا تکرار یک اسم یا حتی دعا، تکیه کند

روانشناس رفتارگرای معروف اواسط قرن بیستم امریکا، فردریک اسکینر در آزمایش « خرافات کبوتر» در عمل ثابت می‌کند که چطور پرنده مزبور بدون هیچ دلیل مشخصی، باور میکند که رفتاری که از او سر می‌زند باعث دریافت غذایش می‌شود.

آقای اسکینر در یک قفس بزرگ، تعدادی کبوتر گرسنه قرار می‌دهد. دستگاه اتوماتیکی برای دادن غذا دادن در قفس تعبیه میکند که با زمانبندی ثابت به کبوترها غذا می‌رساند.

کبوتران به اشکال مختلف به طور تصادفی، همزمان با دریافت غذا یک رفتار مخصوص از خودشان بروز می‌دهند و بعد از چند بار، بین رفتار خود و باز شدن دریچه غذا ربطی پیدا می‌کنند. یکی‌شان دور خودش می‌چرخد، دیگری گردنش را به یک سمت هدایت میکند و چون در طی تکرار رفتارشان، دستگاه غذا دهنده بدون توجه به حرکات آنها، غذا را به شکل اتوماتیک به ظرف پرندگان می‌ریزد پس از مدتی یک نوع رفتار خرافاتی در بین کبوتران شکل می‌گیرد.

منبع: مجله مرد روز

دیدگاهی بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلد های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

1 × سه =