روانشناسیشخصیت

کارل یونگ: ناخودآگاه ما منبع خاطرات و سرکوب شده اجداد ما است

ناخودآگاه از دیدگاه کارل یونگ و فروید

کارل یونگ برای چندین سال از همکاران نزدیک فروید بود ولی برخلاف فروید معتقد نبود که موقعیت روحی و روانی ما فقط ناشی از تجربیات دوران کودکی است. به نظر او، امید، آرزوها و اهداف آینده نیز، باعث شکل گیری هویت هر فرد می‌شود.

افراد نشسته از راست کارل یونگ -استانلی هال – زیگموند فروید ۱۹۰۹

کارل یونگ با تاکید بیش از حد فروید در باره امیال و لذت‌های جنسی و نقش آن در رفتار و بیماریهای افراد موافق نبود. فروید معتقد بود که ناخودآگاه ما ناشی از سرکوب امیال ممنوع ما است. به نظر کارل یونگ، ناخودآگاه ما منبع خاطرات و ماجراهای سرکوب شده اجداد ما است.

نظرات فروید در جوامع بشری با کنجکاوی و علاقه بیشتری روبرو شد ولی کارل یونگ این شانس را نداشت چون موضوعات مورد بحث او به عرفان، معنویات و فلسفه نزدیک بود. اما بعضی نظرات کارل یونگ نظیر تقسیم بندی افراد به آدمهای درون‌گرا و برونگرا، در روانشناسی معاصر مورد استفاده همگانی قرار می‌گیرد.

کودکی ما شبیه زندگی آدم و حوا در بهشت

کارل یونگ معتقد است بعد از طی دوران کودکی و نوجوانی، وقتی که به دنیای بزرگسالی قدم می‌نهیم دسترسی و استفاده از احساسات ناخودآگاه برای ما محدود می‌شود. به جای آن، حساب و کتاب های آگاهانه نقش اصلی را ایفا می‌کنند. انگار به بشر گفته می‌شود دنیا دیگر جای ابراز وجود احساساتی که از دل بر می‌خیزد نیست.

کارل یونگ معتقد است کودکی ما شبیه زندگی آدم و حوا در بهشت اولیه است که رفتار و حرکاتی طبیعی و معصومانه داشتند. آرام و بی نیاز بودند و طبیعتا شاد هم بودند. اما گاز زدن میوه ممنوعهِ دانایی، باعث در هم شکستن معصومیت شان شد.

وقتی «ناخودآگاه» که منبع عظیمی از تجربیات و احساست مشترک بشری است از انسانها دریغ شود. وقتی یادگیری، ریسک پذیری و میل به تغییر، کاهش یابد، رسیدن به آرامش و شادی هم کمتر نصیب افراد می‌شود.

جامعه به پول و شهرت و مقام، بهای بیشتری می‌دهد و همه ما در یک مسابقه خستگی ناپذیر، هر روز از معصومیت فردی و جمعی که ایجاد کننده تعادل و دانایی است دور می‌شویم. و به همان نسبت، دسترسی به شادی و آرامش، مدام سخت‌تر می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × چهار =