فرهنگ و هنر وگردشگریهنر

پیام همایون شجریان: حاضر هستیم به صورت رایگان کنسرت خیابانی برگزار کنیم.

کنسرتی برای یک چالش

برای بسیاری فضای مجازی چیزی شبیه چماق است؛ می‌توان برداشت به جان هرآن کس که شبیه ما فکر نمی‌کند، افتاد. بعد تا جایی که نفس دارد و حتی بعد از آن می‌توان زد و در رفت. کمپین‌ها اساساً ابزاری‌هستند که باید به ما بیاموزانند چه طور می‌شود این چماق را به چالش تبدیل کرد.

بدی ماجرا این جاست، کمپین های قبلی بیشتر نوعی خود زنی با چماق بوده اند و عموماً، برعکس هدف آن کمپین رفتار کرده اند. چالش مجازی، اتفاقی است که باید بیشتر از قبل به آن پرداخت. بهترین نمونه این چالش، پاسخ های وزیر ارتباطات به توئیت شهروندان در حوزه کاری وزارت خانه ایشان است.

چالش‌هایی فراتر از این پرسش و پاسخ لازم است که بفهمیم، چه طور می‌شود از طریق فضای مجازی ذهنیت چند پاره مدیران را با هم مقایسه کرد و حتی به هماهنگ شدنشان کمک کرد. شاید بتوان در پس آن به یک جریان پویای مطالبه گر بدون خود زنی و دگر زنی، به نتیجه مطلوب اجتماعی دست پیدا کرد.

کنسرت خیابانی

پیام همایون شجریان در صفحه شخصی اش

پیام همایون شجریان در صفحه شخصی‌اش، با این مضمون: «برای این که حال مان کمی بهتر شود، حاضر هستیم به صورت رایگان کنسرت خیابانی برگزار کنیم.»

شاید بتوان گفت یکی از مهمترین چالش فرهنگی این سال ها را همین جمله کلید زد؛ چرا که برگزاری کنسرت در سالن سرپوشیده و تالارهای فرهنگی و هنری هم در بسیاری از نقاط کشور ممنوع است. کنسرت هایی که با بلیط های گران برای مخاطبین خاص اجرا می شود حالا قرار است بدون هیچ گونه ممانعتی برای عموم آن هم در حاشیه خیابان یا پارک و… اجرا شود.

در تمام این چهار دهه گذشته، تیغ مصلحت و ذهنیت مدیران برای کنترل فرهنگ، همواره به توقیف فیلم‌ها و عدم چاپ کتب و برگزاری کنسرت ها ختم شده است. امروز چالشی به میان آمده که پیش از این حتی ورود ساز به پارک ها و هواپیما و کوه و … ممنوع بوده، حالا قرار است نه تنها این ممنوعیت برداشته شود، بلکه هنرمندان سرشناس کشور برای عموم مردم کنسرت خیابانی بدون حفاظ و نرده و… برگزار کنند.

این چالش زمانی پر رنگ شد که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در واکنش به پیش نهاد همایون شجریان گفت: « به دنبال حداکثر فایده و حداقل هزینه هستیم.» این جمله شاید نوعی کلی گویی مدیریتی به نظر برسد. اما زبان مدیران کشور، غالباً به همین منوال است. این زبان نوعی کد با خودش دارد که سرآغاز چالشی نو می شود که باید با بازی زمانی از سر بازش کرد تا از یادها برود.

کمترین هزینه و بیشترین فایده آن هم در حوزه فرهنگ، که قول کارشناسان، خرج کردن هر مقدار اعتبار، هزینه محسوب نمی‌شود بلکه سرمایه گذاری بلند مدت است و این نشان می دهد این گونه حرف زدن، در واقع از سر باز کردن است. آن هم در حوزه‌ای که بسیاری نمی‌توانند حضور هنرمند را با ساز به رسمیت بشناسند.

«شادستان» نام جشنواره ای است که شجاع پوریان، معاون اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران از فراهم شدن مقدمات و مجوز های لازم برای حضور همایون شجریان و حتی سایر هنرمندان در غالب آن یاد کرد. این که این شادستان کی و چه زمانی طراحی شده، از آن اتفاق‌های نادر مدیریت شهری است. چیزی که برای برنامه ای دیگر طراحی شده با برنامه‌ای دیگر حیات و قوام پیدا کند.

چالش های مدیریتی در ایران خاصیت کشسانی دارند .این کش آمدن برای مدیریت فرهنگی کشور یک برگ برنده است و آن قدر حاشیه در حاشیه و تعاریف موقعیتی پیش کشیده می‌شود؛ تا اصل ماجرا به کل فراموش شود. ما صرفا یک سری مباحث پیچیده و سردرگم روبه رو خواهیم بود. به طوری که مازنی، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی از موسیقی به عنوان یک شغل یاد کردو خواستار شناسنامه دار شدن هنرمندان موسیقی خیابانی شد.

حال این چالش با یک مسأله دیگر روبه رو شد؛ به که ربطی به اصل ماجرا ندارد. آیا هنرمندان موسیقی شاغل هستند یا نه؟ و بودن با نبودن این واژه چه تأثیری براصل قضیه دارد بماند. جریان شناسنامه دار شدن هنرمندان نوازنده خیابانی جریان جداست و این با هدف هنرمند شاخص و برجسته‌ای چون شجریان دو معقوله جداست که شناسنامه دار شدن آنها می‌تواند توسط خانه موسیقی پی‌گیری شود و اتفاقی که برای استقرار گروه های نمایشی سراسر کشور افتاد این جا هم الگو برداری شود.

حجت نظری، عضو شورای شهر تهران نیز از این پیش نهاد استقبال کرد. حتی جنوب شهر تهران را برای برگزاری این کنسرت خیابانی پیشنهاد داد. مدیرعامل خانه موسیقی نیز به صف حمایت کننده‎ها پیوست و قول پیگیری داد. این ذوق رسانه‎ای پای برخی از هنرمندان موسیقی مثل حمید هیراد و سیروان خسروی را وسط کشید تا آن ها نیز کنسرت خیابانی برگزار کنند.

آن چه در این مدت گذشت؛ صرفا دست به دست کردن این چالش بود. بدون حتی یک راه کار عملی و حتی تعیین زمان حدودی که دچار قانون «پارکینسون» نشود. قانون پارکینسون می گوید، وقتی برای یک برنامه زمان تعیین میکنیم. درست به همان میزان انرژی برنامه ریزی می شود. چرا که ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص دارد کش می دهد و این یعنی وقت بیشتر مساوی است با اتلاف وقت بیشتر، در نتیجه هنگامی که برای کنسرت خیابانی همایون شجریان وقتی تعیین نشده است؛ دچار پروسه اتلاف وقت و انرژی زیاد می‌شوند و مدام در حال نخ کش کردن این ماجرا میشوند؛ تا پیش نهاد دهنده اولیه از خیر ماجرا بگذرد و بدون کمترین هزینه ختم به خیر شود.

منبع: عصر ایران-روح الله صالحی

مرور بیشتر...

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + 16 =

دکمه بازگشت به بالا